![]() |
![]() |
|
| با تو ميمانم |
|
زندگي تجربه اي ديرين است
كه گهي شاد و گهي غمگين است آنچه من تجربه دارم در آن به تو تكرار شدن سنگين است زمن آموز همان تجربه را زمن آموز كه عبرت اين است كوچيك تر كه بودم فكر مي كردم بارون اشك خداست ولي مگه خدا هم گريه مي كنه چرا بايد دل خدا بگيره؟؟؟؟!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس كنم اشك خدا را تو يه كاسه جمع كنم تا هر وقت دلم گرفت كمي بنوشم تا پاك و آسماني شوم! آسمان كه خاكستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميكرم كه آدما دل خدا رو شكستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس كودكانه من مي گفت خدا دلش از دست آدما گرفته......نزاریم دل خدا از ادما بگیره"""""""""""
يروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب ميفروخت. مردم دورش جمع شدهبودند،هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ و خيانت،جاهطلبي و ... هر كس چيزي ميخريد و در ازايش چيزي ميداد. بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضيپارهاي از روحشان را. بعضيها ايمانشان را .............
...من همونم که همیشه... ...غم وغصم بی شماره... ...اونیکه تنها ترین... ... حتی سایه ام نداره... ...این منم که خوبیامو... ...کسی هرگز نشناخته... ...اونکه در راه رفاقت... ...همه هستی شو باخته... ...هر رفیق راهی با من... ...دوسه روزی همسفر بود... ...ادعای هر رفاقت... ... واسه من چه زودگذربود... ...هر کی بازمزمه عشق... ... دو سه روزی عاشقم شد... ... عشق اون باعث زجر... ...همه دقایقم شد... ...اونکه عاشق بود عمری... ... ز جدا شدن می ترسید... ...همه هراس وترسش... ... به دروغش نمی ارزید... ... چه اثرازاین صداقت... ... چه ثمرازاین نجا بت... ... وقتی قد سرسوزن... ... به وفا نکردیم عا د ت... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 مهر1386ساعت 9:43 توسط ارام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت… باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست
|
| پیوندهای روزانه |
|
درد ودل عاشقانه بهترین سایت همسر یابی تصاویر عاشقانه خلوتگاه یک عاشق بهترين ها آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 مهر 1386 |
|
RSS
|